السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
171
تفسير الميزان ( فارسي )
عقدى بسته نمىشود . « 1 » و در الدر المنثور است كه ابن جرير از ابن عباس نقل مىكند كه گفت : وقتى آيه * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّه لَكُمْ » ) * در باره قومى كه زنان و گوشت را بر خود حرام كرده بودند نازل شد ، گفتند يا رسول اللَّه پس تكليفمان نسبت به سوگندهايى كه خوردهايم چيست ؟ در جواب ، اين آيه نازل شد : * ( « لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّه بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ » ) * « 2 » . مؤلف : اين روايت بى شباهت نيست به ذيل اولين روايتى كه در اين بحث نقل كرديم ، الا اينكه با ظاهر آيه منطبق نيست براى اينكه سوگند خوردن بر ترك واجب يا ترك مباح چنين نيست كه هيچ گونه عقدى در آن نباشد ، با اينكه در آيه شريفه ، جمله * ( « بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ » ) * مقابل جمله * ( « بِما عَقَّدْتُمُ الأَيْمانَ » ) * قرار گرفته ، و اين خود دليل است بر اينكه سوگند لغو سوگندى است كه هيچگونه عقدى در آن نباشد ، و در اين روايت سوگند آن مردم بر ترك زن و گوشت بوده ، و خواستهاند با سوگند اين عقد و التزام ببندند ، پس سوگندشان لغو و بيهوده نبوده ، و ظاهر اين آيه موافق روايت است كه سوگند لغو را تفسير مىكند ، و مىفرمايد : سوگند لغو عبارتست از گفتن نه و اللَّه و آرى و اللَّه ، كه بيهوده و از روى عادت بر زبان جارى مىشود ، و گوينده اش نمىخواهد با آن چيزى بر خود واجب كند ، پس آيه شامل سوگندى كه عقد و التزام دارد و ليكن شارع آن را لغو و بىاثر دانسته ، نمىشود ، چه لغويت چنين سوگندى مستند به سنت است نه به كتاب ، علاوه بر اينكه سياق آيه بهترين دليل است بر اينكه آيه در صدد بيان كفاره سوگند و امر به حفظ آنست بطور استقلال نه بر سبيل تطفل و تبعيت ، كما اينكه لازمه اين تفسير است .
--> ( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 336 ح 165 . ( 2 ) الدر المنثور ج 2 ص 311 .